دكتر عباس اسدي، از معدود كساني است كه همزمان با تحصيل در رشته علوم ارتباطات اجتماعي، با روزنامهها همكاري داشته و پس از اخذ مدرك كارشناسي از دانشگاه علامه طباطبايي بهعنوان نفر اول كنكور فوق ليسانس نيز در دوره خود انتخاب شده است.
وي پس از پايان دوران كارشناسي ارشد در آزمون اعزام دانشجو به خارج، رتبه اول را كسب كرده و براي ادامه تحصيل در مقطع دكتراي علوم ارتباطات اجتماعي راهي دانشگاه سوربن فرانسه شده است.
اين عضو هيئت علمي دانشكده علوم اجتماعي علامه طباطبايي چندي است به ايران برگشته و قصد دارد تحقيقات خود را در حوزه روزنامهنگاري مكتوب و ارتباطات و توسعه ادامه دهد. وي پيش از سفر به فرانسه نيز همراه با گيتا علي آبادي، شناسنامه خبرگزاريهاي جهان را به شكل كتاب منتشر كرده كه با استقبال دانشجويان روبهرو شده است. با وي درباره نقش رسانهها در فرايند توسعه گفتوگو كردهايم:
كتاب شناسنامه خبرگزاريهاي جهان، كتاب كامل و خوبي است چون زماني كه اين كتاب چاپ شد، كتاب مشابه ديگري وجود نداشت و هنوز هم همين طور است. اما بهنظر ميرسد چنين كتابهايي بهدليل موضوعشان بايد چند سال يك بار ويرايش شوند. آيا به ويرايش مجدد كتاب فكر نكردهايد؟
اين كتاب به مناسبت سمينار بينالمللي خبرگزاريها و صلح منتشر شد. البته خيلي كتاب كاملي نيست و من اطلاعات بيشتري در اين حوزه به دست آوردهام كه بايد به مطلب اصلي اضافه كنم. اين به معناي تجديد چاپ كتاب قبلي و ويرايش مجدد آن نيست. بلكه بهنظر بايد كل كتاب به شكل ديگري بازنويسي، اصلاح و كامل شود. اين كتاب زماني چاپ شد تا كمبود اطلاعات درباره خبرگزاريها را جبران كند. به همين دليل مورد استقبال قرار گرفت و در حال حاضر نيز از جمله كتابهاي ناياب است. البته همانطور كه گفتم منابع خوب و معتبري درباره خبرگزاريها پيدا كردهام كه بهزودي اطلاعات كاملتري درباره آنها منتشر خواهم كرد.
شما چند سال پيش درباره ارتباطات و توسعه نيز تحقيق كرديد و كتابي نيز در دست انتشار داشتيد. چرا با وجود اهميت اين موضوع براي كشور ما، هنوز اين كتاب منتشر نشده است؟
زماني كه فرانسه بودم كتابي پيدا كردم كه منبع درسي دانشجويان ليسانس، فوق ليسانس و دكتراي رشته علوم ارتباطات بود و در كشورهاي آمريكا، بلژيك و كشورهاي آفريقايي نيز تدريس ميشد. آن زمان متوجه شدم كه مجله رسانه، ويژهنامهاي درباره ارتباطات و توسعه دارد. از من خواستند كه مقالهاي در اين زمينه بنويسم. به همين دليل بخشهايي از اين كتاب را ترجمه كردم و براي دوستانم در مجله رسانه فرستادم اما متأسفانه از انتشار آن خبر ندارم. البته چندي پيش ديدم كه در مجله خردنامه چاپ شده است. به هر حال تصميم دارم كل كتاب را براي دانشجويان و كارشناسان علوم ارتباطات و رسانهها منتشر كنم.
با توجه به اينكه توسعه موضوع خاصي است كه بايد با توجه به شرايط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي هر كشور، به آن پرداخته شود، آيا يك كتاب خارجي كه در كشوري توسعه يافته منتشر ميشود ميتواند پاسخگوي نياز كشورهاي در حال توسعه باشد؟
طبيعي است كه بايد كتاب را بومي كرد؛ يعني با وارد كردن يك سري اطلاعات به گونهاي مطالب آن را براي مخاطب توضيح داد كه با شرايط كشور ما هماهنگ و قابل انطباق باشد. در حقيقت هدف من صرفا ترجمه اين كتاب نيست. اساسا من خيلي با ترجمه كتاب در حوزه ارتباطات و توسعه موافق نيستم چون معتقدم اين موضوع بايد با توجه به شرايط داخلي هر كشور مورد بحث قرار گيرد. ترجيح ميدهم دانش خارجي را در حوزههاي مختلف و از جمله حوزه ارتباطات و توسعه به كار بگيرم و آن را به شكل بومي شده منتشر كنم تا به نتيجه برسم.
اين كتاب به كارگيري كدام يك از رسانهها را در فرايند توسعه مؤثرتر ميداند؟
كتاب بيشتر به روزنامه نگاري مكتوب توجه دارد و اين نكته را بررسي ميكند كه در مراحل خبرنويسي و اطلاع رساني چه نكاتي را بايد رعايت كرد تا به فرايند توسعه سرعت بخشيده شود. يا وظايف يك روزنامه نگار در كشوري توسعه يافته چيست؟
البته ترجمه كتاب و بيان صرف اين موضوع بدون اضافهكردن مطالب ديگر، در كشور ما چندان كاربرد نخواهد داشت چون حتي در دانشگاهها هم روزنامهنگاري توسعه، چندان مورد توجه قرار نگرفته و كساني كه واحد درسي ارتباطات و توسعه را تدريس ميكنند نيز با آن موضوع آشنايي كامل ندارند. در حقيقت اغلب فكر ميكنند كه روزنامهنگاري توسعه تهيه خبر و گزارش از هندوانهاي است كه 50 كيلو وزن دارد! در حالي كه اخبار توسعه صرفا اين نيست. من با توجه به تجربيات عملي كه در مطبوعات داشتهام وبا توجه به اينكه تا حدودي روحيه مردم ايران را ميشناسم، قصد دارم موضوع ارتباطات و توسعه را بهطور عام و مبحث
روزنامه نگاري توسعه را بهطور خاص مورد بررسي قرار دهم.
اگر قرار باشد روزنامه نگاري توسعه را بهطور خلاصه تعريف كنيم، چه نكاتي را بايد در اين تعريف در نظر بگيريم؟
از روزنامه نگاري تعاريف زيادي ارائه شده اما بهطور كلي ميتوان گفت كه روزنامه نگاري توسعه يعني پرداختن به يك خبر نه تنها از بعد يك رويداد بلكه بيان خبر و بررسي آن به شكل يك فرايند كه در خدمت رشد و توسعه عمومي كشور قرار گيرد را روزنامه نگاري توسعه ميگويند. در اين تعريف رشد و توسعه همه جانبه، متقابل و همزمان اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي مورد نظر است.
البته من فكر ميكنم نبايد در بند تعاريف باشيم بلكه بايد بتوانيم روزنامه نگاري توسعه را در دانشگاهها نهادينه كنيم. انتشار كتابهاي خاص و مناسب با شرايط كشور، تدريس واحدهاي درسي مربوط به توسعه و ارتباط آن با موضوع ارتباطات و رسانهها از جمله كارهايي است كه بايد در اين زمينه انجام شود.
بهنظر شما چرا در ايران نقش رسانهها در فرايند توسعه جدي گرفته نميشود؟
در ايران وقتي درباره ارتباطات و توسعه بحث ميشود، همه به بخش سخت افزاري ارتباطات توجه ميكنند. داشتن كابلهاي مخابراتي و توسعه خطوط تلفن و تلفن همراه از جمله مواردي هستند كه در مسئله ارتباطات و توسعه بر آنها تاكيد ميشود. در حالي كه توسعه تنها به معناي وارد كردن يك فناوري از كشورهاي ديگر نيست. توسعه به معناي به كارگيري اين ابزار ارتباطي در كنار مسائل فرهنگي هر كشور است. متأسفانه تا به حال در اين زمينه كار چنداني صورت نگرفته است. يعني وسايل ارتباطي و رسانههاي قدرتمند وارد ايران شدهاند اما هيچ گاه فرهنگ استفاده از آنها و اهميت به كارگيري هر كدام در جهت خدمت به جامعه به مردم گوشزد نشده است.
بهطور كلي كساني كه در زمينه ارتباطات و توسعه كار ميكنند بيشتر به مسئله فناوري رسانهها و ابزار ارتباطي توجه كردهاند. اما من ترجيح ميدهم از منظر نرم افزاري به رسانهها بپردازم و به دانشجويان راههاي پوشش رسانهاي اخبار در كشورهاي در حال توسعه را بياموزم.
از سوي ديگر بحث روزنامهنگاري توسعه با مبحث مديريت رسانهها نيز ارتباط دارد. اين در حالي است كه حتي برخي از استادان رشته مديريت رسانهها با وجود داشتن مدرك دكترا در اين رشته حتي يك دقيقه هم در رسانهها مديريت نكردهاند! در چنين شرايطي چگونه ميتوان از آنها انتظار داشت كه بتوانند بين مديريت رسانهها و توسعه ارتباط برقرار كنند؟
چگونه ميتوان رسانهها را در خدمت توسعه قرار داد؟
رسانه و توسعه همزاد يكديگر هستند. بدون وجود رسانه، توسعه صورت نميگيرد چون بايد فرهنگ توسعه به وسيله رسانهها به مردم منتقل شود. رسانهها ابزار قدرتمندي براي گسترش فرهنگ توسعه و آگاه كردن مردم نسبت به اين موضوع هستند. اين رسانهها هستند كه ميتوانند مردم را نسبت به برخي اخبار توسعه حساس كرده و نياز به پيگيري آنها را در بين مردم ايجاد كنند و با انعكاس به موقع اخبار، به دولت كمك كنند.
يعني در فرايند توسعه بايد فقط به جنبه خبررساني رسانهها توجه شود؟
خير حتي رسانهها با نقد، تجزيه و تحليل مسائل، بايد در خدمت توسعه قرار گيرند. رسانهها علاوه بر خبررساني بايد با نقد و تحليل و حتي با ارائه پيشنهادهاي خوب، به توسعه كمك كنند. توسعه مستلزم انعكاس خبر، نظر، پيشنهاد و... در زمينههاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي است. در حال حاضر آنچه در روزنامههاي ايران ميبينيم، هيچ كدام خبر نيستند؛ شبه خبرند چون هيچ كدام فرايند مدار نبوده و فقط اطلاعات كوتاه و اندكي را از سايتها گردآوري كردهاند. در حالي كه در روزنامههاي فرانسه تنها يك خبر به معناي واقعي در هفته توليد و منتشر ميشود. روزنامهنگار يك هفته وقت صرف كرده و با جمعآوري اطلاعات و گردآوري نظرات كارشناسان، يك خبر توليدي ارائه ميدهد كه ميتواند در خدمت توسعه قرار گيرد. بنابراين بايد روزنامهنگاران، خبرنگاران و بهطور كلي اصحاب رسانه را با اهميت اين سبك خبررساني آشنا كرد تا بتوان از رسانهها بهترين و بيشترين بازده را در جهت توسعه به دست آورد.
آيا موافقيد كه در ايران بهدليل توجه بيشتر مردم به رسانههاي شفاهي، روزنامهنگاري و اطلاع رساني مكتوب، ابزار مناسبي براي توسعه نيست؟
به هر حال رواج ابزار نوين ارتباطي فرايند اطلاع رساني را سرعت بخشيده است چون در مدرنيته ابزاري داريم كه به فرايند توسعه كمك ميكند. بنابراين ميتوان از ابزارهاي نوين ارتباطي براي اطلاعرساني در حوزههاي مختلف استفاده كرد. در گذشته مطبوعات تنها منبع خبررسان بودند اما الان تلويزيون ميتواند در كمتر از 5 دقيقه اخباري را منتقل كند كه در خدمت توسعه بوده و آن را گسترش دهد. البته هر رسانه فوايدي دارد كه بايد شناخته شوند اما نبايد از اين نكته غافل بود كه در كشور ما رسانههاي مكتوب همچون رسانههاي ديداري و شنيداري نميتوانند بين مردم جايي پيدا كنند. در كشورهاي توسعه يافته 80 در صد توليدات رسانهاي، مكتوب هستند و چون مردم باسوادند و از رسانههاي مكتوب استفاده ميكنند، اطلاعات بيشتر و عميقتري به دست ميآورند. به همين دليل است كه آنها برداشتها و تحليلهاي بهتري از مسائل اجتماعي، فرهنگي و... ارائه ميدهند.
اما چون راديو و تلويزيون در كشورهاي در حال توسعه اطلاعات بيشتر اما كم عمقتري را به مردم ميدهند، آنها نميتوانند تحليل درستي از اتفاقات اطراف خود داشته باشند. بنابراين در تاكسيها، مترو و ساير اماكن عمومي با مردمي مواجهيم كه در همه حوزهها تحليلهاي آبكي دارند. متأسفانه ما بدون عبور از كهكشان گوتنبرگ، به سرعت وارد كهكشان ماركوني شدهايم. يعني راديو و تلويزيون بسيار سريع وارد كشور ما شد و ما هنوز دوران چاپ را تمام نكرده بوديم كه وارد دنياي راديو و بعد تلويزيون شديم. بنابراين بايد براي عبور از اين وضعيت، خانوادهها، دانشگاهها و مدارس را از طريق رسانهها با ضرورت و اهميت توسعه آشنا كنيم.